یکی داشت ، یکی نداشت
اونیکه داشت تو بودی ، اونیکه تو رو نداشت من بودم
یکی خواست ، یکی نخواست
اونیکه خواست تو بودی ، اونیکه زندگی بدون تو رو نخواست من بودم
یکی آورد ، یکی نیاورد
اونیکه آورد تو بودی ، اونیکه جز تو به هیچ چیزی ایمان نیاورد من بودم
یکی برد ، یکی باخت
اونیکه برد تو بودی ، اونیکه دل به تو باخت من بودم
یکی گفت ، یکی نگفت
اونیکه گفت تو بودی
اونیکه دوست دارم رو به هیچ کسی جز تو نگفت من بودم...
من بودم...
"نازنین"
امشب برات تفال زدم ببين درسته يا نه؟ :
سزاي تكيه گهت منظري نمي بينم
منم ز عالم و اين گوشه معين چشم
بيا كه لعل و گهر در نثار مقدم تو
ز گنج خانه دل ميكشم بر وزن چشم
سحر سرشك روانم سر خرابي داشت
گرم نه خون جگر ميگرفت دامن چشم
نخست روز كه ديدم رخ تو دل مي گفت
اگر رسد خللي خون من بگردن چشم
ببوي مژده وصل تو تا سحر دوش
براه باد نهادم چراغ روشن چشم
بمردمي كه دل دردمند حافظ را
مزن بناوك دلدوز مردم افكن چشم
- شليک نکنی جون مادرت، نگام کن، ..... تو چشام نيگا کن....
کف سراميکی آشپزخونه يخ يخ بود.
موهام تو چنگش بود. سرمو محکم چسبوند به کف آشپزخونه.
يه سوسک از زير کابينت رد شد.
- اگه بيدار شم حتمن میکشمش کثافتو، با دمپايی خوبه؟
سرمو محکم دوباره کوبوند به زمين. اسلحهرو محکمتر فشار داد رو سرم.
- چرا وقتی بهت میگم اون ورا پيدات نشه، بازم ميای؟ بزنم داغونت کنم؟
ترجيح دادم عجالتن تا بيدار نشدم جوابشو ندم.
- گه بخو، زر بزن. ..... بگو ديگه.
وايسا، .... يه نگا تو چشام بکن، چی بگم؟ .... تو نمیدونی واس چی ميام؟
سوسکه اومد جلوتر. عين بازيگرای آماتور تو فيلمای درپيت. احمقا توی هر پلان میخوان بازيگريشونو به رخ بکشن. يه خنده بهم تحويل داد.
- اگه بيدار شدی من منتظرتم، بيا منو بکش.
ـ تا سه ميشمارم، اگه نگی واس چی اومدی اونجا مغزتو میترکونم.
يک ...
ـ من . . . ببين . . . تو چشام نيگا کن. . .
دو ...
- من . . . نمیدونم به خدا . . . بابا . . . من . . .
سه ...
- وايسا . . . .
شليک.
. . . . . . . . . . . .
سوسکهرو لای دستمال کاغذی انداختمش تو کيسهی زباله.
"برگرفته از ماراساد"