یلدا!
تو ...
و یلدا !
چه با شکوه (!) و مضحک شاید .
به قول خودت دنیا به آخر رسیده !
صادق و دوربین كَنون؟! صادق و موبايل؟! صادق و يلدا؟!
نه، تو را بايد با الهاماتت فرا بخوانند!
صادق ... و شايد ...!
نه ! حتما : صادق و ا...ل...ه.........
تو هم با يلدا بزرگ ميشوي...
تو هم بلند مي شوي مثل يلدا
تو هم عزيز مي شوي مثل يلدا
تو ! متولد ميشوي!
مرد كُرد دوست داشتني تولدت مبارك! 
(راستي صادق برام يه چيزي بنويس ! اما قول ميدم اينبار نذارمش بين صفحات يه مجله و بفرستمش واسه يكي ديگه!
)
دوستان عزیز سلام .می تونین این مطلب را هم بی ربط و هم تبلیغ و هر چیز دیگه ای فرض کنین(که عمرا من اجازه نمی دم چنین فرضی کنین!)
و اما خبر جدید ما...
مدتی قبل عباس غفاری دوست ( و همکار سابق بسیار بسیار بسیار خوب ما درمجله نقش آفرینان!!!!!!!!!!!!!!!! (قابل توجه بعضیا که الکی حساسن
!) (بترکه چشم حسود!) ) ( به قول رامین پرچمی فن پرانتزو داری که؟! ) متنی از محمد چرم شیر رو به دست گرفت تا آن را برای دی ماه اجرا کنه. این متن " نجواهای شبانه " نام داره و حکایت ۳ سربازه که ۴ شب جمعه به آنها مرخصی داده نمیشه و...
در این کار فرزین صابونی ( بازیگر فیلم نیوه مانگ بهمن قبادی) کامران تفتی ( بازیگر سریال های خواب و بیدار و حس سوم) و سینا رازانی ( بازیگر تله فیلم آخرین روز ماه و تلاطم ) حضور دارند. ضمن اینکه ما (آرامه اعتمادی )دستیار صحنه و (نازنین قنبری) روابط عمومی آن هستیم. کار ما از یکشنبه هفته آینده در دو ساعت ۱۸ و ۲۰:۴۵ در سالن ۲ تئاتر شهر اجرا می شه. پیشنهاد می کنم دیدن این کار را از دست ندید.
هر زمان خواستید به دیدن کار ما بیاین با عوامل این وبلاگ در تماس باشین.
منتظریم ،اگه یه وقت همچی یوهو ! دوست داشتین از وبلاگ کار ما که در بخش پیوند هست دیدن کنین.