تبليغاتX
روزگارمان
...خاطره ، زمان ، عکس ، شادی ، گریه ، من ، تو ، ما
امروز خيلي گذري اومدم اينجا! وقتي ميون اين همه مشغله بياي دفتر تا كاراي عقب مونده رو تمم كني، اما مغزت ياري نده! اينترنت بهترين راهه تا حسابي حالتو عوض كني. دلم تنگ شد يهو ، اما يادم افتاد كه واسه نوشتن تو اين وبلاگ وقت نداشتم! خيلي شلوغم، خيلي! اين همه كار و اين همه آدم!

****

ديشب ترافيك بود، خيلي زياد! بارون اومده بود... بازم خيلي زياد... ترجيح دادم به جاي اينكه تو اين ترافيك پشت كلي چراغ قرمز و بوق ممتد ماشينا بمونم، از تصادف احتمالي هم فرار كنم و كيفم رو بردارم، hands free رو بذارم تو گوشم، پياده تا خونه راه برم و وسعت سبز رو به ياد تو گوش بدم. اين شعر براي تو گفته شده، براي من و تو...

**** 

چقدر راحت و زود روزا مي‌گذره، چقدر حالم خوبه، چقدر هوا خوبه، پاييز فصل خوبيه، فصل منه، وقتي ماله منه مال تو هم هست! خودت مي‌گي من و تو نداريم! من و تو باهم چقدر پاييزييم... بارونيه باروني... بدون توجه به اينكه تو متولد بهاري! تو خود بهاري! بهار من....

****

نوشتن اين روزا ديگه برام بهترين كاره، هرچي تو مغزم مي‌گذره رو مي نويسم! بيچاره «تهران امروز» كه حسابي بايد اين دست نوشته‌هاي منو تحمل كنه. اين روزنامه رو دوست دارم... هم جو ش رو هم خودشو. هم حتي قاليباف رو... نزنيد منو.. خوب دوستش دارم، بهتر از خيلي‌هاست!

****

كار تلويزيون رو هم دوست دارم، اما استرس داره، خيلي زياد! بعد از اينكه شبكه يك رو ترك كردم، فكر نمي كردم واسه اين رسانه بي نمك بخوام كار كنم! بازم دست تقدير همه چيز رو تغيير داد. امان از اين تقدير.. چقدر خوبه كه خودمو سپردم دستت...

****

بازم مي‌خوام برم سفر، تازه داره بهم خوش مي‌گذره، اين دفعه برم ديگه معلوم نيست كي برگردم! همه جا خوشگله، به وقتش واستون سفر نامه هم مي‌نويسم! اما يه كمك كنيد، نازنين مي‌گه سفر بعدي بريم پراگ، آني مي‌گه هند، من مي‌گم ايتاليا. كدومش باشه خوبه؟

****

يه فرش ديدم واسه اتاقم، صورتيه، يه عالمه هم گل‌هاي رنگي رنگي داره، خيلي خوشگله، به رنگ جديد اتاقم مياد، اما ۳۲۰ تومنه! خيلي هم بزرگ نيست! همه مي‌گن الان وقتش نيست! نمي‌دونم بخرمش يا صبر کنم، M.V.M رو  206 كنم؟

****

بايد برم، اين تلفن دفتر هي زنگ مي‌زنه نمي‌ذاره يه كم فكر كنم! بايد برم مصاحبه! اين مصاحبه‌ها هم ديگه كم كم تموم مي‌شه! مگه نمي‌بيني! شبا تلفنم خاموشه! ديگه كار جداست، زندگي جدا، آخه دوست ندار(ي)(ه)(م) اينجوري باشه :))

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 17:33  توسط آنه  |